تبليغاتX
مهر بیکران

هجران غيبت

روزگار غیبت، دوران ظلمت و محرومیت است برای تمام آن هایی كه امام علیه السلام از آنان غائب است یا به سخن دیگر، اینان از او مهجورند.

اگر نیكو بنگریم و بیندیشیم و در بركات و آثار وجودی امام علیه السلام تأمل نمائیم، خواهیم دریافت كه دوران غیبت چه دوران رنج بار و طاقت فرسایی است! خود امام عصر(ع) در دعای شریف افتتاح زبان شِكِوه به محضر خداوند می گشاید و از نكبت ها و سیه روزی ها و تیره بختی های مردمان آن عصر، شكایت می كند.

با مراجعه به روایات بس فراوان در باب غیبت امام زمان(ع) و تدبّر در آن ها، این نكته حاصل می گردد كه ائمه ما (ع)، نگران مصائب عصر غیبت و ابتلائات دوستان و شیعیانشان بوده اند. به عنوان نمونه حضرت رضا علیه السلام در بیان شیوایی، از حیرت و سرگردانی مؤمنان در آن عصر چنین یاد می فرمایند:

« وَ كَم مِن مُؤمِن مُتَاسّفٍ حَیرانَ حَزین عِندَ فِقدانِ الماءِ المَعین!»      عیون اخبار الرضا(ع)، ج2، ص 6

 چه بسیار مؤمن دلسوخته ای كه در فقدان آب گوارا در حیرت و حزن به سر می برد!

آن حضرت محرومیت زمان مستوری را چنین به تصویر می كشد كه_مؤمنان چون تشنگانی كه از جرعه ای آب گوارا منع می شوند _ در وادی حرمان به سر خواهند برد؛ آن آبی كه برای همگان است و ضروری ترین مادّه ی حیات ... و به راستی امام زمان(عج) چنین است و دوران غیبت چنان.

كوتاه سخن آن كه غیبت امام عصر(ع) دوری از تجلّی تمام خوبی هاست و در پرده بودن تمام روشنایی ها.

آری شب سرد غیبت، هنگامه ی  به چاه افتادن هاست؛

گاه لرزیدن و ترسیدت هاست؛

بحبوحه ی گریستن ها و نالیدن هاست.

عصر غیبت، عصر محرومیت از چشمه ی گوارای ولایت است و دوران پرده نشینی یار و محجوبی جمال و كمال او. روزگار غیبت امام(ع)، هنگامه ی دوری از چسمه سار معرفت و زلال هدایت حضرت اوست.

همان گونه كه خود در پس پرده ی غیبت نشسته است و مردمان، از دیدار او محروم اند، صفات حُسنش نیز محجوب است؛ آن چه از تشعشع خُلق و خُوی او دیده می شود از پس ابر سیاهی است كه بر چهره ی آفتاب افتاده و تابشی است از میان روزنه های پرده ی هجران و چه زیباست آن لحظه كه این پرده بر افتد و « أشرَقَتِ الارضُ بِنُور رَبِّهَا» (سوره زمر آیه 69) معنی شود! 

 

                                                       منبع: كتاب آفتاب در نگاه خورشید  دكتر مرتضی طاهری

براس سلامتی مهر بيكران،امام زمان(عج) صلوات

  اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

+  نوشته شده توسط دل تنگ در 23:39 . چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 |     


یا علی (ع)

آسمان شهر باید صاعقه خون بر زمینیان بباراند.   

و كوههای درهم و سخت از خون فرو بریزند.

بیدهای مجنون سرهای خمیده را به زمین بیاسایند.

گلهای پَرپَر و شمعهای سوزان گرد خانه حیدر به طواف برخیزند.

كودكان با چشمان اشكبار و قلبهای درهم تپیده نالان،سرهای یتیمی را به آستانه در می كوبند.

كاسه های شیر لبریز و چشمان منتظر،در دل و دعایشان خدایا حیدر«پدر ما»؛

ای كاش هیچ كس به یتیمان نگوید شیر خدا چشمانش را فرو بست.

ای كاش صدای ناله حسنین و پسران ام البنین به بیرون برنخیزد.

یتیمان كوفه دیگر طاقت ندارند.

صدای ناله ها به آسمان برنخیزد.

دختر علی طاقت ندارد.

گاه مولا سرش را میان چاه فرو می برد.

و گاه غریبانه میان نخلستان های كوفه می گریست.

كه نكند زینبش اشك چشمان و سوز ناله دل غریبش را بشنود.

مولایم راز دلش،سلام های بی جواب!

چادر خاكی صورت نیلی و غریبی كودكانش را؛

با چاه همنوا می شد.

ای خدا دخت علی چه می بیند؟

آن روز دستهای بسته و امروز فرق شكسته

شهادت جانسوز خورشید جهان افروز عدالت مولای متقییان، امیر مومنان، حضرت علی(ع) بر پيشگاه امام زمان(عج) و دوستداران آن حضرت تسلیت باد.

 

مطالبی در مورد شب قدر ، شب رستگاری

+  نوشته شده توسط دل تنگ در 14:37 . سه شنبه دهم مهر 1386 |