تبليغاتX
مهر بیکران

نعمت حضور

اِنَّ اللهَ لا یُغِّرُ ما بِقَومِ حِتّی یُغَیِّرُوا ما باَنفُسِهِم       (سوره ی رعد، آیه ی 11)

خداوند، وضعیت یک گروه را تغییر نمی دهد، مگر آن که خودشان وضع خود را دگرگون کنند.

امام باقر علیه السلام در بیان آیه می فرمایند:

« قضای حتمی خدا این است که اگر به بنده اش نعمتی عنایت فرماید، آن نعمت را از او نمی گیرد، مگر آن که گناهی مرتکب شود و در پی آن گناه روا باشد که آن نعمت از او گرفته شود. و این است کلام خداوند که فرمود: خداوند وضعیت گروهی را تغییر نمی دهد، مگر آن که آنها خودشان وضع خود را دگرگون کنند. »     تفسیر نور الثقلین، ج2، ص448، ح50

ما، در این دوران، معنای گفتار امام باقر علیه السلام را – از یک دیدگاه – بیشتر از شیعیان زمان خودشان درک می کنیم. چرا که ما، از نعمتی بزرگ – که آنان به راحتی از آن برخوردار بودند – محرومیم. نعمتی که به دلیل نا سپاسی مردمان، خداوند آن را از ایشان گرفت: نعمت حضور آشکار حجّت خدا در میان مردم.

خداوند، با این نعمت، یازده بار امت پیامبر صلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه وَ سَلَّم را آزمود.

اولیاء خود را یکی پس از دیگری فرستاد، تا مردم بتوانند به راحتی از محضر این بزرگواران بهره گیرند، و راه هدایت خود را از ایشان جویا شوند؛ اما متأسفانه مردم قدر این نعمت ها را ندانستند و به کفران آنها پرداختند. این برخوردها همچنان ادامه داشت، تا اینکه خداوند ایشان را از فیض حضور دوازدهمین امام مهر بیکران، امام زمان علیه السلام محروم ساخت.

دیری است که گم گشته ای از دیده ی ما

پنهان شده ای زمردم، ای نور بصر

ما را چو میسر نبود دیدن مهر

یکدم تو، به ذرّه ها چو خورشید نگر

آری! تا کنون ما به خاطر ناسپاسی و عصیان خود، مورد خشم و غضب خداوند قرار گرفته ایم؛ چرا که امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند:

« وقتی خداوند متعال بر آفریده های خود (مردم) غضب نماید، ما (اهل بیت) را از مجاورت آنها دور می کند. »      اصول کافی، کتاب الحجه، باب فی الغیبة، ح 31

باید دید برای رفع این محرومیت بزرگ – که خود باعث آن شده ایم – چه باید کرد؟ آیا مصادیق ناسپاسی و عصیان در مقابل نعمت حضور امام معصوم علیه السلام را در زندگی روزمره ی خود پیدا کرده ایم، تا آنها را از خود دور سازیم، و گامی در راه رسیدن به این نعمت بزرگ برداریم؟

                                                            منبع : کتاب درس نامه انتظار( جمعی از نویسندگان)

  ابا صالح

مهربان تر، از پدر مولای ماست

با چنین مولا، جفا کردن رواست؟!

او چه دید از من بجز کین و جفا؟

من چه دیدم در مقابل، جز وفا؟

آن پدر با من چه احسان ها نمود

یاد بردم لطف و احسانش، چه زود!

هر چه از جرم و گناهم دیده بست

باز، از عصیان من قلبش شکست

هر گناه من بر او چون تیر شد

نامه ی آلوده دید و پیر شد

گرچه جرمم دید، لیکن دیده بست

بهر استغفار، بلا برد دست

+  نوشته شده توسط دل تنگ در 23:57 . یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 |