فردا دیر است...!
در مورد فلسفه و حکمت غیبت آخرین حجت خدا سخنان بسیاری گفته شده و احتمالات متعددی مطرح گشته است. اما شاید این احتمال که فلسفه غیبت آزمودن مؤمنان و تشخیص مدعیان دروغین پیروی از ولایت و منتظران از ولایتمداران واقعی و منتظران راستین است، از دیگر احتمالات پذیرفتنیتر و نزدیکتر به واقع باشد.
کلاس درسی را در نظر بگیرید که آموزگار آن برای آزمودن دانشآموزانش دقایقی کلاس را ترک گفته اما دورادور نظارهگر آنان است. آنچه او مشاهده میکند چه خواهد بود؟ گروهی از دانشآموزان از غیبت آموزگار سوءاستفاده کرده و به اذیت دیگر همکلاسیها پرداختهاند؛ گروهی دیگر با شیطنتهای کودکانه خود همه کلاس را به هم ریختهاند؛ برخی از دانشآموزان هم فرصت را غنیمت شمرده و به انجام تکالیف عقبمانده خود مشغولند.
قطعا به هنگام حضور دوباره آموزگار به کلاس و اطلاع دانشآموزان از اینکه او دورادور همه آنها را زیر نظر داشته است، آنهایی که وقت خود را با شیطنت و بازیگوشی به هدر دادهاند بسیار شرمنده خواهند شد.
همه ما در آزمونی بزرگ واقع شدهایم. آزمونی که اگر از آن سربلند بیرون آییم برترین مردم همه روزگاران خواهیم بود. مهر بیکران امام زمان (ع)
جهان عصر غیبت نیز همانند همین کلاس درس است. کلاسی که در ظاهر استاد در آن حضور ندارد. اما حرکات و سکنات هیچیک از دانشآموزانش از نگاه تیزبین استاد دور نیست و همه آنها باید به هنگام ظهور پاسخگوی شیطنتها یا بازیگوشیهای خود باشند.
شاید بیان کلامی از مهر بیکران امام عصر علیهالسلام برای درک بهتر آنچه گفته شد مؤثر باشد. آن حضرت میفرماید:
«فلیعمل کلّ امریء منکم بما یقرب به من محبتّنا و لیتجنّب ما یدنیه من کراهتنا، و سخطنا، فإنَّ أمرنا بغتة. فجأة حین لا تنفعه توبة، ولا ینجیه من عقابنا ندم علی حوبة ››
پس هر یک از شما باید آنچه را که موجب دوستی ما میشود پیشه خود سازد و از هر آنچه که موجب خشم و ناخشنودی ما میگردد، دوری گزیند؛ زیرا فرمان ما به یکباره و ناگهانی فرا میرسد و در آن زمان توبه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه کسی را از کیفر ما نجات نمیبخشد.» (بحارالانوار، ج53، ص176)
آری، همه ما در آزمونی بزرگ واقع شدهایم. آزمونی که اگر از آن سربلند بیرون آییم برترین مردم همه روزگاران خواهیم بود و اگر از عهده آزمون برنیاییم فردای ظهور باید در برابر حجت خدا پاسخگو باشیم. پس بیاییم از همین امروز و پیش از آنکه واقعه ناگهانی ظهور فرا رسد خود را برای پاسخگویی در برابر امام عصر علیهالسلام آماده کنیم؛ چرا که فردا خیلی دیر است. ماهنامه موعود، شماره 47، بااندكی تصرف

ركن زمين و آسمان، حضرت صاحب الزمان
با نظري به سائلان عزّت و جاه مي دهد
عاشق دل نهاده را، بر سر ره فتاده را
مهدي فاطمه يقين، توشه ی راه مي دهد
درد و دل با محبوب
خواهم شبی دریا شوم غوغا کنم غوغا کنم
بر هر کران سر بر زنم ، شاید تو را پیدا کنم
از موج خیز قهر تو سر بر کشم طغیان کنم
ار هفت اقلیم تو را در خود کشم دریا کنم
در دست طوفان غمت غوطه خورم غلطان شوم
تا سر نهم در پای تو، سر را رها در پا کنم
از نشأت باران الطاف تو گوهر زا شوم
هر قطره را در جان خود دُردانه ای والا کنم
گر با سر انگشت جنون در کوبم و نگشاییم
آنقدر سر کوبم به در تا رخنه در خارا کنم
چون گسترم دامان خود بر ساحل آغوش تو
تر دامن بی مایه را ، رسوا کنم رسوا کنم
بر پرنیان جامه ام خون شفق ریزد اگر
با هفت آبش شویم و چون مریم عذرا کنم
دل را بپالایم ز غم ابروی بگشایم ز هم
تا لایق عشقت شوم هر زشت را زیبا کنم
پشمینه بر گیرم زتن عریان شوم از خویشتن
فارغ ز فکر ما و من امروز را فردا کنم
چشمم شود ائینه ات سر بر نهم بر سینه ات
تو شاهد و مجنون شوی من خویش را لیلا کنم
سیماب جانِ جان من چون آیت رویت شود
صد فخر از اشراق خود بر گنبد خضرا کنم
کام نهنگ عشق را پر سازم از آغوش خود
در لا مکان بی زمان من خویش را دریا کنم
از شور در اوج آیم و از هر کران موجی زنم
از بیکران عشق تو مرگست اگر پر واکنم
بیدل


.jpg)